- در هفته گذشته شاهد مرگ ناگهانی شاعر نام آشنای کشورمان قیصر امین پور بودیم. با توجه به آشنایی شما با آن مرحوم، از قیصر امین پور بگویید، از راز این همه اقبال که از وی و شعر وی شده است ؟
- امین پور پیش از اینکه یک شاعر باشد، یک انسان به تمام معنا و انسانی مسئول و دردمند بوده است. این را همه ی آنانی که اندک آشنایی با وی داشته اند تایید می کنند. او برای مطرح کردن خود دست به جعل خبر و گفتگوهای جنجالی نزد و با قلم و زبان حرمت و آبروی کسی را نشکست. شعر او آیینه ی روح و جان وی بود، مثل خیلی ها با شعرش فاصله نداشت و با مخاطبانش رو راست بود. این ها را حالا که قیصر دستش از دنیا کوتاه شده نمی گویم . من سال ها پیش در شعری که آن روزها در مجله اطلاعات هفتگی برایش سروده بودم نیز گفته ام. این یکی از وجوه تاثیرگذاری شعر قیصر بود. وجهی که متاسفانه در خیلی از هنرمندان و شاعران و نویسندگان ما یافت نمی شود. مستقل بودن و آزادگی وی با توجه به اعتقاداتش از او فردی ویژه و دوست داشتنی ساخته بود و برای همین بود که در تشییع وی از لطف الله میثمی گرفته تا صفار هرندی، از هادی خانیکی و تاج زاده تا محسن پرویز و محسن مومنی، از محمد علی سپانلو و علی باباچاهی و ضیاء موحد بگیر تا حمید سبزواری و مشفق کاشانی و کاکایی حضور یافته بودند .
- چه مولفه هایی در شعر قیصر توانسته بود آثار وی را تا این همه فراگیر نماید؟
- آشنایی و شناخت و سواد قیصر به ادبیات کهن همراه با نوآوری و مضمون یابی، سادگی و صمیمیت زبان و اندیشه ی قوی در کارهای وی توانست شعر قیصر را علاوه بر محافل ادبی به میان توده ها ببرد و بتواند مخاطبان بسیاری را از دانش آموزان و دانش جویان و ... پیدا نماید.
قیصر در شرایطی کار شعر را آغاز کرد که جامعه ی ایرانی درگیر جنگی ناخواسته و تحمیلی شده بود. جامعه ی آن روز بیش از اینکه به شاعر نیاز داشته باشد به جنگجو و رزمنده نیاز داشت. اما قیصر توانست حماسه و غزل را با هم پیوند دهد و با حضور در عرصه های جنگ، لحظات دردناک جنگ همراه با رشادتهای رزمندگان را به تصویر بکشد همین حضور وی در عرصه های جنگ توانست او را خالق بهترین آثار در حوزه دفاع مقدس نماید. شعر معروف «می خواستم برای جنگ شعری بگویم» یا رباعیات ماندگار وی از شاهکارهای ادبیات معاصر و ادبیات پایداریست .
- قیصر امین پور شاعری بود که خود را تنها در حوزه شعر محصور نکرده بود و فعالیت های ادبی وی نیز بخشی از زندگی اش را تشکیل می داد. از فعالیت های امین پور و تاثیرات وی در جامعه ی ادبی ایران بیشتر بگویید.
- فعالیت های ادبی امین پور با شکل گیری و تشکیل حوزه اندیشه و هنر اسلامی آغاز شد. محسن مخملباف، حسام الدین سراج، محمد کاسبی، حسن حسینی، نقی و محسن سلیمانی و قیصر امین پور از جمله هنرمندان انقلابی در حوزه های مختلف فرهنگی هنری بودند که به این فکر افتادند تا با تاسیس یک نهاد شاعران و هنرمندان انقلابی را حمایت نمایند و این بود که حوزه هنر و اندیشه اسلامی را تاسیس و توانستند زمینه های فعالیت شاعران و نویسندگان جوان را فراهم نمایند.
قیصر، زنده یاد حسن حسینی ،عبدالله گیویان حسین اسرافیلی در آن زمان واحد شعر حوزه را فعال کردند و توانستند شاعران بسیاری را در تهران و شهرستان ها جذب نمایند. همان حلقه ی کوچک چند نفری که در راس آن قیصر امین پور و حسن حسینی قرار گرفته بودند توانست شعر انقلاب را به شکل رسمی پایه گذاری نماید.
- اما فعالیت وی در این حوزه زیاد ادامه نداشت.
- بله، در اواخر دهه شصت بود که تعدادی از هنرمندان به دلیل اختلاف فکری با مدیریت حوزه که حالا حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی شده بود، حوزه را ترک کرده و هر یک در جایی مشغول شوند.
- قیصر امین پور به کجا رفت؟
- امین پور، فریدون عموزاده خلیلی و بیوک ملکی به موسسه سروش رفتند تا اولین مجله نوجوان را در خاورمیانه بنا نمایند. سروش نوجوان توسط این سه تن آغاز به انتشار کرد. سروش نوجوان اولین نشریه نوجوان بود که در حوزه ادب و هنر و برای گروه سنی نوجوان در خاور میانه منتشر می شد.
- بسیاری معتقدند که نقش سروش نوجوان در زمانی که توسط امین پور و دوستانش منتشر می شد، در جذب و شکوفایی بسیاری از شاعران و نویسندگان امروز و خصوصا در شهرستان ها انکار ناپذیر است؟
- بله دقیقا همینطور است. این مجله توانست بسیاری از نوجوانان دارای استعداد را جذب خود نماید. بسیاری از روزنامه نگاران و شاعران و نویسندگان مطرح این روزها همان نوجوانانی هستند که از دل سروش نوجوان بر آمدند و اولین آثارشان نیز در این مجله چاپ و منتشرگردید. روزنامه نگاران مطرح بسیاری را سراغ دارم که اولین کارهایشان در این مجله منتشر شد. سروش نوجوان در آن روزها برای کشف استعدادهای نوجوانان کشور برنامه هایی نیز در شهرستان ها برگزار می کرد. من به دلیل ارتباطی که با شورای سردبیری سروش یعنی قیصر، بیوک ملکی و امین پور داشتم توانستم دومین برنامه سروش نوجوان را آن روزها به بوشهر و بندر دیر بکشانم که در آن مراسم به جز قیصر تعدادی از شاعران و نویسندگان مطرح حضور داشتند. خلاصه اینکه قیصر در کشف استعداهای شهرستانی ها تاثیر فراوانی داشت و توانست مسئولانه بسیاری از آنان را به جامعه ادبی ایران معرفی نماید.
- تاثیرگذاری قیصر بر شاعران دیگر تا چه اندازه بود؟
- شعر امین پور به دلیل زبان نو حس و عاطفه سرشار و اندیشه ی بلندش آن هم در شرایط جنگ توانست سال ها جامعه ی ادبی ایران را تحت تاثیر قرار دهد. قیصر قالب مهجور رباعی را مجدا احیاء کرد به طوری که شاعران بسیاری برای سرودن این نوع قالب شعری ترغیب و تشویق نمود. قدرت رباعیات و دیگر اشعار قیصر به اندازه ای بود که تمام شاعران آن دوره را تحت تاثیر قرار داد و هنوز که هنوز است این تاثیر پذیری در فضای ادبی کشور احساس می شود.
- به نظر شما مهم ترین ویژگی اشعار قیصر امین پور چه بود؟
- سادگی و صمیمیت زبان، اندیشه قوی کشف مضامین نو و بدیع و پرداختن به دردهای اجتماعی، همچنین استفاده از مضامین و اشیاء دم دست و رایج و تشخص دادن به قافیه های بکر از ویژگی های شعر قیصر بود.
لازم است در اینجا پرانتزی باز کنم و به نثر ادبی قیصر هم اشاره نمایم . قیصر بنای نوعی نثر ادبی نیز در آن زمان گذاشت که تاثیر بسزایی نیز داشت. کتاب طوفان در پرانتز قیصر در آن سالها با استقبال خوبی روبرو شد و هنوز که هنوز به چاپ های مجدد می رسد.
- قیصر امین پور در عرصه شعر نوجوان نیز فعال بود . در این رابطه نیز توضیح دهید؟
- قیصر و یکی دو تن از شاعران کودک مانند جعفر ابراهیمی توانستند برای نخستین بار شعر نوجوان ارائه دهند. ارتباط نوجوانان شهرستانی با قیصر و شنیدن و مطالعه ی آنان، قیصر را در حال و هوایی دیگر قرار داد و به فکر سرایش شعر نوجوان انداخت. منظومه شعر «روز دهم» قیصر امین پور اولین نمونه ی شعر نوجوان به طور رسمی در ایران بود و پس از آن بود که شاعران دیگری در حال و هوای شعر نوجوان قیصر قرار گرفتند و توانستند این نوع شعر را ادامه دهند. سروش نوجوان شد محلی برای ارائه شعرهایی برای گروه سنی نوجوانان. باید بگویم که قیصر امین پور از بنیانگذاران جدی شعر نوجوان بود، او توانست در این حوزه نیز چند کتاب چاپ و منتشر سازد.
- با این که امین پور، شاعری جنوبی بود، آیا استفاده از فضای جنوب و فرهنگ آن نیز در شعر وی دیده می شود؟
- امین پور در برخی آثار خود از فرهنگ ها و باورهای مردم منطقه خود استفاده کرده است. اما این تاثیرپذیری کم رنگ جلوه می کند.
- برخی محافل از قیصر به عنوان یک شاعر دولتی یاد می کنند، نظر شما چیست ؟
- این محافل متاسفانه به دلیل عدم اقبال از آنان، راز موفقیت دیگران را به دولتی بودن منتسب می کنند. امین پور یکی از شاعران آزاده ادبیات معاصر بود. هیچ گاه به هیچ دولتی منتسب نبود. ببینید شما کی به شکل رسمی چهره امین پور را در همین تلویزیون خودمان دیده اید؟ قیصر از چه رانتی استفاده کرد؟ همین عمل قلب اخیرش او را با 15 میلیون بدهکاری رها کرد. علیرضا قزوه میگوید توسط ساعد باقری از این بدهی قیصر باخبر شدم سعی کردم 10 میلیون تومان از وزارت ارشاد جذب کنم و این مبلغ را برایش بردم اما این پول را از من تحویل نگرفت و من به ناچار آن را به ارشاد برگرداندم . به این می گویند وابسته بودن؟ دولتی بودن؟ اینکه کسی بیاید در زمینه ادبیات دفاع مقدس کار کند و حماسه های بهترین فرزندان مردم را به شعر تصویر بکشد باید او را به دولتی بودن متهم کرد؟
از سجایای اخلاقی ، آزادگی و مناعت طبع قیصر همه با خبرند حتی نویسندگان و شاعران دگر اندیش نیز از قیصر به نیکی یاد می کنند. حالا برخی واقعا ناتوانی خویش را با دولتی بودن دیگران می خواهند پنهان کنند چیز دیگریست.
- فقدان این شاعر را در فضای ادبی ایران چگونه می بینید؟
- خلاء قیصر امین پور تا سال های سال مشهود است. قیصر یکی از تأثیرگذارترین شاعران دهه های اخیر کشور بوده، شاعران بسیاری تحت تأثیر وی سروده اند و در فضای شعری امین پور نفس کشیده اند. وی نه تنها یک شاعر بود، بلکه در کشف و معرفی استعدادها سهم بسیاری داشته است و این خود هنر کمی نبوده است، دارای رساله های مهم ادبی بوده ، کتاب های وی منابع مهمی برای پژوهش و تحقیق شاعران، نویسندگان و دانشجویان بوده، یکی دو دهه ، شعر وی فضای ادبی ایران را تحت تأثیر قرار داده، قالب مرده رباعی را احیا کرده ، شعر نوجوان را به شکل رسمی به جامعه ی ادبی بنیان و معرفی کرده، دانشجویان بسیاری را تربیت کرده، شاعر آزاده و متعهدی بوده ... این ها همه از برجستگی ها و شکوهمندی های این انسان بوده، طبیعی است که فقدن او خلا بسیار بزرگی برای جامعه ی ادبی است و سال های سال فضای ادبی امروز را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
منبع :هفته نامه نسیم جنوب
قیصر هم رفت
تیرداد نصری هم
این یکی در تهران
آن یکی در لندن ....
هر دو بامداد سه شنبه...
تسلیت به جنوب و شمال !
۱ )
به افطار و سحر در بزم روحی
به یادت می زنم جام صبوحی
تو «هستی » باش هستی ده به جانم
جوان کن جان حاج آقا فتوحی
۲ )
نه در فکر زیان نه فکر سودم
تو «هستی » جمله ی بود و نبودم
لجم می گیرد از پیراهن تو
حسودم من حسودم من حسودم
۳ )
سه دانگ کارخانه هرچه هستی
کنم وقف نگاه می پرستی
نماز و روزه و ماشین بنزم
فدای چشم های مست «هستی»
۴)
خیالت کردم و از حال رفتم
به خواب غنچه مالامال رفتم
تو هم جان می دهی هم می ستانی
رسیده آمدم من کال رفتم
۵ )
اگر چه پیرم و خرد و خرابم
مرا یاد آمده عهد شبابم
دل «حاجی» چو مرغی پر شکسته است
کبابم کردی ای «هستی » ! کبابم
۶ )
تو عطری دلکشی ریحان روحی
به دریای دلم کشتی نوحی
نهنگ عشق تو با خویش برده است
دل حاج یونس آقای فتوحی
۷ )
تویس چک . سفته . تو هستی براتم
تویی راه نجات . آب حیاتم
فدای چشم مستت باد «هستی » !
نماز و روزه و خمس و زکاتم
۸ )
نهان از من مکن راز مگو را
مبند اینگونه راه گفت و گو را
بده دستتت به دست حاج یونس
مکن فکر جیا و آبرو را
۹)
نه دیگر حاج «جلال» بدهد جوابم
نه «قدسی » می کند دیگر مجابم
علاج درد من «هستی» است مردم !
کبابم سیش کبابم سیش کبابم
۱۰)
بتا ! هر چند پیر ماه و سالم
و یا بابای «سینا» و «جلالم»
مبین ریش سپیدم را تو «هستی » !
که من هم چون جوانان اهل حالم
