تبليغاتX
کلمینی یا حمیراء ...
غزل زیبا (5)

 

لبت شکفت نسیم تو بی قرارم کرد

تنت طپید شمیمت شکوفه بارم کرد

وزید پیرهنت هوش را رها کردم

جنون جاذبه ات خارج از مدارم کرد

گرفت نم نم باران بوسه هات مرا

کویر بودم و لبخند تو بهارم کرد

صدای بال تو پیچید غرق نور شدم

نسیم بال تو پرواز را نثارم کرد

دلت نخواست که در پرده تلخ بنشینم

نسیم روح نواز تو آشکارم کرد

تمام خویش در آیینه ی تو می دیدم

شبی که شور تو شایسته ی بهارم کرد

تو در خراسان بوی مدینه می دادی

صدات در شب بوشهر رستگارم کرد

به نا امیدی من شاعری نبود نبود

سروده های تو آمد امیدوارم کرد...

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت9:7توسط علی هوشمند |

BAHAR 20.COM

خدمات وبلاگ نويسان

http://mozikali.blogfa.com/