تبليغاتX
کلمینی یا حمیراء ...
سرزمین مولانا
 

دارم می روم ترکیه با جمعی از دوستان شاعر 

یک سفر فرهنگی به قونیه و استانبول...

 

+نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت12:50توسط علی هوشمند |
غزل زیبا
 

بت کشمیری ام رطلش گران است

لبش   خرم ترین  باغ  جهان است

شکسته  خط     نستعلیق    زلفش

کنون سر مشق رسم عاشقان است

بهار  جلوه اش  نهج البلاغه است

لب  لعلش   مفاتیح الجنان   است

بخارای   خیالش   خرم  و  شاد

سرودش بوی جوی مولیان است

خراسان    قدیم      چشمهای ش

شگفتی های سبک اصفهان است

تنی  دارد  بدیع  و حیرت انگیز

که وصفش خارج از فن بیان است

خرامش  شور  رستاخیز    دارد

نگاهش   فتنه ی   آخر زمان است

دلم   خاقان   چین  دامنش   باد

شهید   گوشه ی  پیراهنش  باد !

+نوشته شده در دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت22:54توسط علی هوشمند |
از مجموعه ی آماده ی چاپ:« این گوشی از دهان تو سرشار است»
 

آویزان بر بند رخت توام

زیرپوشی خجسته

که در پرنیان نسیم و

پگاه ترانه

دلشوره ی خواب های تو را دارد

ای آفتاب فرو خفته

در اتاق خواب سالیانم ! ...

+نوشته شده در جمعه هفدهم آذر 1385ساعت23:30توسط علی هوشمند |

گلی از بهار امسال ...

                                                برای او که حالا رفته است تا در سیاره ای دور گل بچیند

لبی از بوسه می دزدم

و تبی از ترانه

و شرم ناک می افتم

کنار همه ی ارديبهشت هات

فاصله ای نمی خواهم

پيرهنی

مرزی

گذرنامه ای

می خواهم بزنم بيرون

از تن

از پيراهن

 و بفرستم در هوا

بخار گس نفس هام

و ببوسم آن خطوط معطری

که از غزل های حافظ

گريخته اند

به دامن بوسه هام

 

لبی از بوسه می دزدم

 و گلی از بهار امسال

برای تو می آيم

برای تو می رقصم

برای تو می ميرم ...

+نوشته شده در دوشنبه ششم آذر 1385ساعت23:28توسط علی هوشمند |

BAHAR 20.COM

خدمات وبلاگ نويسان

http://mozikali.blogfa.com/