آوازهای ابری نام مجموعه شعرهای محمد رضا احمدی فر شاعر با استعداد زمانه ی ماست که اخیرا توسط انتشارات شروع چاپ و روانه ی بازار کتاب شده است . در این دفتر شعر،غزلهای زیبای شاعر در سالهای اخیر گرد آمده تا مخاطبانخود را با عاطفه ای سرشار و احساسی زیبا و معصوم شاعر آشنا سازد.تصویرهای زیبا همراه با اندیشه ای ژرف از احمدی فرد شاعری ساخته است تا با دستمایه ای از مضامینی نو به تثبیت خود در عرصه ی غزل امروز بپردازد .
آوازهای ابری در ۱۴۰ صفحه ،قطع رقعی هم اکنون در کتابفروشی های کشور می درخشد. از این دفتر غزلی انتخاب شده که با هم زمزمه می کنیم:
هر روز می بینم تو را در سایه های درد
ای مرگ ! ای مرموز مشکی پوش صحراگرد
دست مرا میگیری و در باد می رقصی
از من چه میخواهی بگو،با من چه خواهی کرد؟
عمریست دستت بر گلویم زخم میکارد
عمریست می ریزند یک یک برگهای زرد
باور کن از دست تو کاری بر نمی آید
هرگز نمی میرد دل زخم آشنای مرد!
اصلا بیا تا عافیت آباد برگردیم
شاید حضورت جان ما را هم به لب آورد
من بعد از این عاشق نخواهم شد ولی ای مرگ!
دیگر چه میماند برایم غیر نعشی سرد؟
.....
یک روز می میرد ،فراموشش مکن ای عشق!
این مرد را این مرد عاشق مرد بی همدرد!

